زمانی که بخواهیم فروش یک مجموعه را رشد دهیم می بایست 7 مرحله را اجرا نماییم که جزییات مراحل در بین شرکت های مختلف تفاوت های عمده ای دارد.

۱. شناخت محصول یا خدمت

اولین کاری که میبایست انجام دهیم این است که محصول یا خدمت ارائه شده شما را به صورت کاملا ریز از منظر از منظر خریدار و عرضه کننده مورد بررسی قرار می دهیم. 
نقاط قوت و ضعفش را شناسایی نموده و به شما عرضه می داریم. 
یقینا کسی که می خواهد کار فروش را انجام دهد تا شناختش از محصولی که می خواهد بفروشد کامل نشود هیچ ثمره مفیدی نخواهد داشت.
پس مرحله اول شناخت دقیق و موشکافانه محصول یا خدمت عرضه شده از سوی شماست.

۲. آشنایی با رقبای شما

تقریبا بیش از ۹۵ درصد بازارهای امروز در بخش خصوصی، بازار رقابتی است. کمتر شرکتی را می توان یافت که در حوزه پول رقیبی نداشته باشد و تنها باشد هرچند ممکن است رقبا از او بسیار ضعیف تر و یا قوی تر باشند. 
در بازار رقابتی شناخت رقیب و نقاط ضعف و قوتش بسیار مهم است.
اکثر شرکت های فعال ایرانی که شناختشان از رقبایشان ضعیف است بازنده اند. 
این موضوع هم از نظر علمی و هم از نظر تجربی بارها اثبات شده است.
شناخت رقیب صرفا شناخت نام و مشخصات آنها نیست بلکه بیشتر هدف استراتژی هاییست که رقبا برای کسب بیشتر سهم از بازار به کار می بندند.
اگر بتوانیم استراتژی های رقبا را بشناسیم و خود نیز به اصول ۷ گانه اشراف داشته باشیم جهش اقتصادی بسیار زیادی خواهیم داشت.

۳. ایجاد و یا یافتن مزیت نسبی

همیشه یک فروشنده یا بازاریاب قوی می بایست مزیت های بسیار ارزنده ای از خود ارائه نماید تا مشتری را مجاب کند خرید را از او انجام دهد.
این مزیت می تواند کیفیت بالاتر تولید یا قیمت ارزانتر و یا خیلی فاکتورهای دیگر باشد که شما را با آن مزیت ها از سایر رقبا پیش بیاندازد.
از آنجا که مزیت های مطرح شده لزوما یک مزیت مطلق نیست و می بایست نسبت به رقبا برتری ایجاد نماید به آن مزیت نسبی ( نسبت به سایر رقبا ) می گوییم.
شناخت مزیت نسبی و یا ایجاد آن در فرآیند فروش و بازاریابی یک رکن است که اگر درست صورت نپذیرد بازاریاب ها و تیم فروش را به طور کامل فلج می نماید.

۴. شناخت جامعه هدف

هر کسی که به صورت بالقوه یا بالفعل بتواند پولی به شما بدهد جامعه هدف شما به حساب می آید.
به جامعه هدف مشتریان بالقوه هم گفته می شود که می بایست تلاش کنیم آن ها را بالفعل کنیم.
شناخت جامعه هدف دو بخش دارد.
بخش اول مربوط می شود به شناخت کلی جامعه هدف که اشاره به این موضوع دارد که کدام طیف از مردم می توانند بازدهی بیشتری در امر خرید از ما داشته باشند. شناخت هر چه دقیقتر قشرهایی که برای ما مفیدترند و حذف قشرهای کم بازده از فرآیند خرید می تواند تمرکز ما را در امر فروش بیشتر گرداند و رشد بهتری به ما بدهد.
بخش دوم از شناخت جامعه هدف مربوط می شود به شناخت جزیی و مو به موی تک تک افراد از طریق راه های ارتباطی آنها نظیر تلفن، ایمیل و …
در بعضی از حوزه های اقتصادی نیاز به شناخت جزیی لازم نمی شود و چه بسا اصلا امکان پذیر نباشد اما تا آنجایی که می توان می بایست شناختمان از جامعه هدفمان جزیی تر باشد تا بتوانیم ارتباطات سازنده تری با آنها برقرار نماییم.

۵. آشنایی با راه های فروش

بسیاری از شرکتها در زمینه شناخت راه های فروش سرگردانند. گمان می کنند بی نهایت راه وجود دارد که می توان از آن راه ها اقدام به فروش نمود و حال آنکه اگر کمی دقیقتر به موضوع نگاه کنیم می بینیم راه های فروش و مسیرهای آن محدودند. آن چه که نامحدود است استراتژی هاییست که در آن راه ها می توان به کار بست.
در دنیای امروز ۲۰ راه رایج برای فروش وجود دارد.
این ۲۰ راه که در ادامه به صورت تیتروار آن ها را می شماریم در دو گروه دسته بندی می شوند.
گروهی که ما تبلیغ می کنیم و بعد از پخش سیگنال های ما، مشتری خودش با ما ارتباط برقرار می کند.
گروهی که ما به صورت مستقیم با مشتری ارتباط برقرار می کنیم.
هر دو گروه مزایا و معایبی دارند که در طول همکاری مفصل توضیح خواهیم داد.
این ۲۰ راه عبارتند از :
 تبلیغات تلویزیونی و رادیویی 
 تبلیغات محیطی بیلبوردی و تلویزیون شهری و مترو و …
 مجلات و روزنامه ها
 تراکت و پوستر و بروشور و کارتابل و …
 تبلیغات در سایت های اینترنتی
 بهینه سازی سایت در موتورهای جستجو برای کابران اینترنتی
 ایمیل مارکتینگ
 تبلیغات پیامکی
 راه اندازی فروشگاه
 حضور در نمایشگاه های مرتبط
 بازاریابی ویدئویی
 پادکست ها
 کتاب های الکترونیکی
 بازاریابی و تبلیغات از طریق شبکه های اجتماعی
 بازاریابی تلفنی
 فکس
 بازاریابی حضوری
 بازاریابی رابطه ای 
 پست 
 هدایای تبلیغاتی

مجموعه آراد با اشراف اجرایی بر تمام این ۲۰ راه فروش می تواند بهترین گزینه ها را برای اجرای موفق یک فرآیند ساختاری در اختیار شما قرار دهد.
بیان این ۲۰ روش لزوما به این معنی نیست که ما از هر ۲۰ روش استفاده کنیم اما واقعیت این است که ما برای فروش بهتر همه گزینه ها را روی میز قرار می دهیم و تک تک آنها را برای کسب و کارهای مختلف ارزیابی می کنیم و هیچ گزینه ای را تا احراز کامل کم اثر بودن از باکس پیشنهادی حذف نمی کنیم.

۶. استراتژی فروش

پس از آنکه تمام مراحل بالا مورد مطالعه و ارزیابی قرار گرفت حال می بایست دقیقا جمع بندی صورت پذیرد و مطابق با شناخت دقیقمان از محصول خود، شناخت رقبا و نیز جامعه هدف، چندین راه از راه های ۲۰ گانه انتخاب شده و بر روی چگونگی استفاده موثر از آن راه ها با توجه به اطلاعات قبلی تصمیم گیری شود. 
به این فرآیند استراتژی فروش می گوییم.
در واقع، استراتژی فروش به ما نشان می دهد که برای فروش بیشتر چه کارهایی را باید انجام دهیم. 
استراتژی فروش طرحی است جامع از مراحل به سود رسیدن بیشتر ما که کمک می کند در طول مسیر راه اصلی را گم نکنیم و پرسرعت به سمت مقصد گام برداریم.

۷. اجرای استراتژی های فروش

زمانی که استراتژی فروش مورد تایید قرار گرفت حال لازم است تا آن استراتژی اجرا شود چون حرفی که در آن عملی نباشد هیچ نفعی برای هیچ کس نخواهد داشت.
اجرای استراتژی ها موضوع بسیار پیچیده ای نیست اما آنچه که در آن اهمیت دارد سهم اقتصادی و منافع فی مابین است که می بایست طی جلساتی از سوی ما و شما مورد ارزیابی قرار گیرد تا اصول و قواعد برد برد در آن لحاظ گردد.